کانال دهکده توریستی نران در تلگرام
کانال دهکده توریستی نران در تلگرام
کانال دهکده توریستی نران در تلگرام راه اندازی شد:
کانال دهکده توریستی نران در تلگرام
کانال دهکده توریستی نران در تلگرام راه اندازی شد:
سنجرخان وزیری نرانی فرزند میرزا محمد وزیری نرانی است. میرزا محمد وزیری دو همسر داشتند که سنجرخان و یدالله خان از همسر دوم او به دنیا آمده اند و میرزا خلیل خان (قاتل سنجرخان) هم از همسر اول ایشان می باشد. مادر سنجر خان نیز خواهر حاج علی خان آگاه کلیایی بود که به امیر امجدخان کلیایی وابسته بود. سنجر خان از مادر شیعه و از پدر شافعی بود. اصل و نسب سنجر خان به خواجه ابراهیم بزاز اصفهانی بر می گردد که در زمان شاه عباس صفوی ، هه لوخان اردلان او را که در اصل یهودی بود به عنوان مستوفی و وزیر مالیه خود از اصفهان به دارالحکومه ی خود در حسن آباد آورد. خواجه ابراهیم مدتی بعد اسلام آورد و به مبرزا ابراهیم خان وزیری جدیدالاسلام مشهور شد و نسلهای بعدی او به نام " وزیری " در کارهای حکومتی به کار گرفته شدند . طایفه وزیری ها گسترش پیدا کردند و در شهرها و روستاهای کردستان پراکنده گشتند و نبض کردستان را در دست گرفتند. بعد از انقراض خاندان اردلان در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه، وزیری ها در کردستان حرف اول را می زدند و گاهی موجبات عزل و نصب حکومت ها را فراهم میکردند. میرزا تقی خان آصف دیوان و برادر او مشیر دیوان در واقع بزرگ خاندان وزیری ها محسوب می شدند. میرزا تقی خان آصف دیوان پسر عموی پدر سنجرخان بود. میرزا خلیل خان از سنجر خان و یدالله خان بزرگتر بود و قصد داشت پس از فوت پدر زمام امور را در دست بگیرد و بر سایر برادران حکومت کند اما سنجر خان بر این امر متعارض بود و نه تنها زیر بار سلطه برادر بزرگ نمی رفت بلکه آصف دیوان را هم به عنوان بزرگ خاندان قبول نداشت و بارها گفته بود : آصف دیوان به جز شهر نشینی هیچ مزیتی بر سایرین ندارد که بخواهد بزرگ خاندان باشد. این حرفها و اعمال سنجرخان آصف دیوان را به شدت ترسانده بود و او را تهدیدی علیه خود می دانست. سنجرخان شجاع بود و سر نترسی داشت و این باعث وحشت دیگران شده بود و به همین دلیل میرزا خلیل خان نسبت به او مشکوک شده بو و از او پرهیز می کرد و با تظاهر به بی اعتنایی و ناچیز شمردن او می خواست براو تسلط پیدا کند . علت اصلی عدم تعرض جدی میرزا خلیل خان نسبت به سنجر خان ، در واقع مادر او بود که در کلیایی اقوام صاحب نفوذی داشت و کسی جرات نمی کرد به واسطه همین به او تعرض کند. سنجر خان تازه ازوداج کرده بود و به واسطه زبان تیزی که داشت مورد غضب آصف دیوان قرار گرفت و جانش در معرض خطر جدی قرار گرفت و ناچار شد در سن بیست و پنج سالگی به دیار کلیایی پناهنده شود .او در کلیایی به عنوان سردار سرلشکر دربار امیر امجدخان کلیایی که با نفوذترین خان منطقه ی کلیایی بود استخدام شد. او سه سال به عنوان سردار سرلشکر در کلیایی بود و چون دیگر خوانین منطقه کلیایی نتوانستند بر او تسلط پیدا کنند مایه کدورت آنها شد و اعلام کردند هر کس سنجرخان نهرانی ( در قدیم به روستای نران ، نهران می گفتند) سردار لشکر امیر امجد خان را کتف بسته تحویل دهد به شغل سردار لشکری منسوب و انعام بزرگی دریافت خواهد کرد. به همین دلیل امیر امجد خان به خاطر اینکه ابهت حضور سنجرخان شکسته نشود و بتواند برای نوکران آینده اش هم، سمبل مقاومت باشد در نامه ای شفاعت اورا از آصف دیوان خواست و به او قول داد که از این به بعد سنجر خان تابع اوامر او خواهد بود. آصف دیوان هم از خدا خواسته وساطت امیر امجد خان را پذیرفت و به سنجر خان اجازه داد به املاک موروثی پدرش در نران بازگردد. در راه بازگشت عده ای برای به دست آوردن انعام به او حمله کردند ولی توانست از دست آنها به سلامت به نهران بازگردد و مایی خان هم که از سربازان مخالفان امیر امجدخان کلیایی بود و نتوانست سنجرخان را بکشد و از ترس کشته شدن خودش به دست اربابش به کلیایی برنگشت و شیفته سنجرخان شد با او همراه شد و تا آخر عمر سنجرخان، به عنوان برادر و همراه سنجرخان پیمان وفاداری بست و تا آخر عمر هم به این پیمان وفادار ماند. طی این سه سال که سنجر خان در کلیایی بود برادر او خلیل خان بر املاک پدری اش چنگ انداخته بود و سنجر خان هم می دانست که با حضور خلیل خان نهران جای مناسبی برای او و خانواده اش نیست و دیر یا زود ایجاد تنش خواهد شد، به همین دلیل به روستای " میاوروران " (روستایی در همسایگی روستای نران) رفت و املاک آنجا را خرید و با کمک مایی خان در آنجا خانه ای ساخت و به کشاورزی پرداخت. او بعدها در میاوروران قلعه و استحکاماتی ساخت و هرگاه اراده می کرد صدها نفر با اسب و تفنگ همراهش می شدند. او این استحکامات را را به دلیل در امان ماندن از شر احتمالی آصف دیوان ساخته بود. جنگ جهانی اول در سال 1293 شمسی شروع شد و روسها از شمال به ایران حمله کردند هرج و مرج، کردستان را فراگرفت. قتل و غارتهای شبانه وحشت زیادی را در جامعه ایجاد کرد. در این موقع سردار محی رشتی حاکم سنندج بود و رضا خان (رضا شاه) سردار لشکر او بود. در این آشوب و بلوا به طویله دارالحکومه یورش برده شد و اسب سردار محی رشتی به سرقت رفته شد و به قزاق های دولتی هم حمله شد. در شهر شایعه شد که این سرقت ها و حمله ها توسط ایادی سنجر خان و به امر آصف دیوان صورت گرفته و سنجرخان به آصف دیوان وابستگی دارد به همین دلیل به میاوروران حمله شد و فرمانده این حمله رضاخان بود. این خبر به سنجرخان رسید و او در تنگه ای که اینک به تنگه سنجرخان معروف است با لشکر رضاخان جنگید و آنها را شکست داد و این پیروزی باعث شهرت بیشتر سنجرخان شد و نام او را بیش تر از قبل بر سر زبان ها انداخت. بعد از این جنگ لشکر روس نیز به سرکردگی " کلنل مامانوف" به سنندج رسید و سردار محی فراری شد . طی تقاضای مردم سنجر خان و جمع دیگری از خوانین و همچنین آخرین فرد از خاندان اردلان یعنی، عباس خان سردار رشید که در روانسر بود با روسها درگیر شدند و روسها را تا قروه راندند. از سوی دیگر لشکر آلمان و عثمانی که متحد هم بودند علیه روس ها وارد سنندج شدند. طی حمله ای دیگر که روسها به سنندج حمله کردند و سنجرخان به دلیل تعلل عباس خان سردار رشید و دیر رسیدن نیروهای آلمانی و عثمانی ، همه آنها را از شهر بیرون کرد و نیروهای روس را تار و مار کرد. و به خاطر این دلاوری ها از طرف دولت عثمانی به او لقب " سردار اکرم " اعطا شد. این لقب موقعیت سنجر خان را از دید مردم از روی زمین به اوج آسمانها رساند و به او قداستی معنوی بخشید. روسهه که تمامی شکستهای خود را از سنجر خان می دیدند به محاصره روستای میاوروران و قلعه سنجرخان روی آوردند. او از دارالحکومه تقاضای کمک کرد شیخ مردوخ برای کمک به سنجرخان به هرکسی مراجعه کرد جواب سربالاشنید و خود ناچارا با سی سوار راهی میاوروران شد ولی قبل از رسیدن او سنجرخان محاصره را شکسته بود و آنها را وادار به عقب نشینی کرده بود . در این محاصر سنجرخان زخمی شد. بعد از سردار محی رشتی ، در سال 1297 هجری شمسی علی محمد خان شریف الدوله بنی آدم که از اهالی خراسان بود حاکم سنندج شد. او مردی قصی القلب بود و با مکر و نیرنگ خیلی از خوانین منطقه را از میان برداشت . شریف الدوله با مکر و نیرنگ از در آشتی با قبایل مندمی و گلباغی در آمد و سنجرخان که مورد احترام و اعتماد گلباغی ها و مندمی ها بود را به عنوان وجه الضمان ، به همکاری دعوت کرد سنجرخان که از قتل و کشت و کشتار در منطقه بیزار بود و می دانست اگر شریف الدوله به این قبایل حمله کند به زن و بچه و پیر و جوان آنها رحم نخواهد کرد قول همکاری داد و با تنی چند راهی منطقه شدند و به طرف آنها حرکت کردند درجریان این به اصطلاح مذاکره شریف الدوله به این قبایل حمله می کند و به آنها شبیخون می زند سنجر خان اعتراض کرده و آنهار را ترک میکند و میگوید من در چنین جنایتی شرکت نخواهم کرد.شریف الدوله از این جور حرکات سنجرخان به شدت عصبانی شده و کینه ده برابر از او به دل می گیرد شریف الدوله و آصف دیوان این کارها را بهانه کرده و نقشه قتل سنجرخان را میکشند و سرانجام خلیل خان به آصف دیوان می گوید که در قبال اختیاراتی که شریف الدوله در اختیارم قرار بدهد حاضرم برادرم سنجرخان را از میان بردارم. سرانجام در محرم سال 1337؟ یا 1338؟ و یا 1339؟ خلیل خان طی یک توطئه سنجرخان را به عمارت خود دعوت می نماید و او را به شهادت میرساند.
نفر وسطی مرحوم سنجرخان وزیری نرانی و دو نفر از همقطارانش در دو سمت ایشان
سنگ مزار سنجرخان وزیری نرانی در روستای نران
زندگینامه مرحوم سنجرخان
بنیاد (وزیری)ها
در روزگار صفوی به دستور شاه عباس (1571-1629م.)، ههلوخان اردلان، شخصی به نام خواجه ابراهیم بزاز اصفهانی را که در اصل یهودی بود، به عنوان مستوفی و وزیر مالیه ی خود از اصفهان به دارالحکومهی حسن آباد آورد که در آن زمان مرکز حکومت کردستان بود.
خواجه ابراهیم به شغل وزیری منسوب شد و مدتی بعد اسلام آورد و به میرزا ابراهیم خان وزیری جدیدالاسلام شهرت پیدا کرد و اعقاب او به نام "وزیری" در کارهای حکومتی به کار گرفته شدند رفته رفته طایفه ی وزیری وسعت یافتند و در شهرها و روستاها پخش شدند و نبض کردستان را در دست گرفتند بعد از انقراض خاندان اردلان در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه وزیری ها حرف اول را می زدند و گاهی موجبات عزل و نصب حکومت ها را فراهم میکردند میرزا تقی خان آصف دیوان و برادر او مشیردیوان در واقع بزرگ خاندان وزیری ها محسوب می شدند.
میرزا محمد خان وزیری نهرانی (در قدیم به روستای نران نهران میگفتند) پدر سنجرخان، پسر عموی آصف دیوان بود او نیز دو همسر داشت که از همسر دوم سنجرخان و یدالله خان به دنیا آمده بودند مادر آنها خواهر حاج علی خان آگاه کلیایی بود که به امیر امجد خان کلیایی وابسته بود . از همسر اول خود میرزا خلیل خان را به دنیا آورد که چون بزرگتر از سنجرخان و یدالله خان بود قصد داشت پس از فوت پدر ، زمام امور را به دست گیرد و بر سایر برادران حکومت کند. اما سنجرخان از همان ایام نوجوانی بر اغلب مسائل متعارض بود و نه تنها زیر سلطه برادر بزرگ نمی رفت بلکه آصف دیوان را هم به عنوان بزرگ خاندان قبول نداشت و بارها گفته بود آصف دیوان به جز شهرنشینی هیچ مزیتی بر سایرین ندارد که بخواهد بزرگ خاندان باشد این حرفها بارها به گوش آصف رسیده بود و او را تهدیدی علیه خود به حساب می آورد.
سنجرخان از همان ایام نوجوانی سر نترسی داشت و با تبحر و شجاعت اسب سواری و تیراندازی میکرد او نشان داده بود از هر لحاظ بر سایر اقوام و برادران برتری دارد این شجاعت و رشادت و سر نترس داشتن دیگران را از او وحشت زده کرده و باعث شده بود میرزا خلیل خان نسبت به او مشکوک باشد و از او پرهیز کند و با تظاهر به بی اعتنایی و ناچیز شمردن این مساله بر روحیات او تسلط پیدا کند و او را در جمع تحقیر کند سنجرخان هرگز نسبت به خلیل خان بی احترامی نمیکرد و حرف درشتی بر زبان نمی آورد اما بارها وقتی خلیل خان درحال تادیب رعیتی بود و رعیت را به واسطه خطایی به فلک میبست سنجرخان به یاری آنها میرفت واز برادرش می خواست شفاعت او را در رها کردن شخص بپذیرد . اگر به تقاضای او عمل نمی شد خود جلو میرفت و دست و پای رعیت را باز میکرد و در جواب اعتراض خلیل خان می گفت : همانقدر که پدرم به شما اجازه تادیب و شکنجه داده به من هم اجازه بذل و بخشش عنایت فرموده و اجازه نمی دهم اذیت و آزار بیش از حد صورت بگیرد به همین دلیل رعایا او را یاور خود میدانستند و به او احترام میگذاشتند.
علت اصلی عدم تعرض جدی میرزا خلیل خان نسبت به سنجرخان، در واقع دایی او حاج علی خان آگاه و اقوام صاحب نفوذ مادری او در کلیایی بودند که به امیر امجدخان کلیایی وابستگی داشتند.روزگار، روزگار ملوک الطوایفی بود و هر خان و خان زاده ای در قلمرو نفوذ خود پادشاهی،محسوب میشد تفنگچی و امیر لشکر داشتند و به راحتی یکدیگر را مورد تاخت و تاز قرار میدادند و گله و احشام یکدیگر را به غارت میبردند خوانین کلیایی در این نوع اعمال سرآمد بودند و اگر کینه ی کسی را به دل میگرفتند او را در یک شبیخون از هستی ساقط میکردند این بود خلیل خان زیاد پاپی سنجرخان نمیشد و در آزار او نمی کوشید چون اگر او آصف دیوان را داشت سنجر خان حاج علی خان و امیر امجد خان کلیایی را داشت و کسی جرات نمیکرد که به او تعرض کند .
سنجر خان بیست و پنج ساله بود که به واسطه زبان تیزی که داشت مغضوب درگاه آصف قرار گرفت و جانش به طور جدی در خطر قرار گرفت و ناچار شد تازه عروس خود را بردارد و به حاج علی خان در روستاه آگاه کلیلیی پناهنده شود و به عنوان سردار لشکر دربار امیر امجدخان که با نفوذترین خان منطقه کلییایی بود استخدام شود.
منطقه ی بزرگ کلیایی خوانین فراوانی داشت که با مناسبات عجیب و غریبی با هم زندگی می کردند یکی از این مناسبات دوستی و مراوده ی آنها با یکدیگر بود و در عین حال شرط بندی آنها برای غارت اموال یکدیگر در حقیقت یک نوع مانور محلی و قدرت نمایی عشیرتی بود که هر از گاهی آنرا به رخ یکدیگر می کشیدند. سرسخت ترین رقیب امیر امجد خان "امان الله خان فرنگ" بود که از لحاظ قدرت بدنی به قدری معروف بود که با دست، قالی را از وسط پاره میکرد. آنها بر سر منقل می نشستند و در حین گفتگو به تعریف و تمجید از تفنگچی ها و سردار لشکرهای خود می پرداختند. برای مثال امان الله خان فرنگ مدعی میشد هیچکس با وجود سردار سرلشکر من"پیر ویس" قادر نخواهد بود احشام مرا به غارت ببرد.
امیر امجد خان میگفت: اگر من نتوانستم چه؟
امان الله خان میگفت: ده راس گوسفند پروار شرط میبندم که نتوانی.
در آنجا بود که شرط بندی میشد و امیر امجد خان غارت احشام امان الله خان را به سنجر خان دستور می داد و امان الله خان به "پیر ویس" هشدار می داد که مواظب احشام باشد و با قدرت از غارت و چپاول آن جلوگیری کند.اشخاص با نفوذ کلیایی از این مرسومات خوشنود بودند؛ چون تفنگچی ها و مردان حارس و نگهبان اموال آنها را برای دفاع از حمله های احتمالی افراد غیر بومی در حالت تمرین و آماده باش قرار میدادند و کسی جرات تعرض به آنها را نداشت.
در مدت سه سال که سنجر خان سردار لشکر امیر امجد خان بود هر کدام از خوانین منطقه چندین بار به دست او غارت شده بودند؛ از آن جمله امان الله خان فرنگ و امیر اشرف خان امیر تومان کلیایی. اما حتی یک بار نتوانستند بر غارت احشام امیر امجد خان فائق آیند و این موضوع موجب خوشحالی و احساس قدرت و برتری امیر امجد خان شده بود.کدورت امان الله خان فرنگ و امیر اشرف از سنجرخان نهرانی موجب شد که هر دو اعلام کنند:هر کس سنجر خان نهرانی سردار لشکر امیر امجد خان را کتف بسته به ما تحویل بدهد به شغل سردار لشکری منسوب و انعام بزرگی دریافت خواهد کرد.
این اعلام، امیر امجد خان را ترسانید چون شوخی نبود و امکان داشت باعث نابودی سنجرخان شود و از طرفی می خواست ابهت حضور سنجرخان به عنوان یک سردار لشکر خوب و متبحر در دربار او شکسته نشود و بتواند برای نوکران آینده سمبل مقاومت و قدرت باشد و برتری مردان زیر دست او را تداوم ببخشد به همین دلیل پول و امکانات خوبی در اختیار سنجرخان قرار داد و از طرفی نامه ای به آصف دیوان نوشت و شفاعت سنجرخان را نزد او خواست و تقاضا کرد از تعقیب و تادیب او صرفنظر کند و در ضمن او نیز قول خواهد داد از این پس تابع فرامین شما باشد.
آصف دیوان از خدا میخواست سنجرخان را به عنوان خادم در اختیار داشته باشد به همین دلیل وساطت امیر امجد خان را پذیرفت و به سنجرخان اجازه داد به املاک موروثی پدرش در نهران باز گردد.
پیرویس که بارها به دست سنجرخان شکست خورده بود کینه او را به دل داشت از طرفی به گوش امان الله خان رسیده بود که سنجر خان قصد بازگشت به نهران (نران) زادگاه خود را دارد. وی این را موجب سرشکستگی خود میدانست که یک جوان نهرانی سه سال در کلیایی ترکتازی کند بدون اینکه کوچکترین آسیبی ببیند و در نهایت آرامش و امنیت به نهران باز گردد این موضوع موجب شد تا امان الله خان، پیرویس و تفنگچی های زیر دست او را به حضور طلب کند و از آنها بخواهد به هر شکل ممکن سنجر خان را دستگیر کنند و به حضور او بیاورند او قول مقام و منزلت و وجه نقد به آنها داد و گفت : به هر کس که او را زنده به من تحویل دهد این مبلغ را خواهم داد اما اگر زنده به دست نیامد برای مرده اش نصف این مبلغ را پرداخت خواهم کرد.
(منبع: کتاب حماسه سنجرخان تالیف عباس کمندی)
ادامه دارد...
کانال دهکده توریستی نران در تلگرام :https://telegram.me/nahran1
شرح عمليات اجرايي:
-برچيدن ديوار معيوب سنگي حياط در حال تخريب و اجراي ديوار سنگي با ملات ماسه سيمان با رعايت پي كني
- نماسازي سنگي و بندكشي ديوار سنگي بازسازي شده
- اجراي دفع فاضلاب حياط بنا
-خاكبرداري و بستر سازي حياط و ورودي بنا و اجراي كف فرش با سنگ لاشه محلي و ملات ماسه سيمان
- بند كشي كف فرش سنگي حياط با سيمان پرتلند و ماسه
- حمل خاك و نخاله هاي ساختماني به خارج از كارگاه و خارج از روستا
- تهيه و نصب سنگ پاشور حوض با سنگ لاشتر اصفهان مطابق با فرم اوليه





منبع: سایت کردستان

مستند سنجرخان سینما روستای نران به کارگردانی سید صلاح الدین رحیمی از تولیدات حوزه هنری کردستان به مدت زمان ۲۰ دقیقه با نگاهی جدید به زندگی مبارز مسلمان کرد سنجرخان نرانی می پردازد این فیلم پیش از این در بخش مسابقه جشنواره های کوسالان و ژیار موفق به کسب دیپلم افتخار بهترین مستند و بخش تحقیق شده است .وهمچنین در دومین جشنواره فیلم کردی حلبچه که در شهر حلبچه کردستان عراق برگزارگردید شرکت نماید ولوح سپاس این جشنواره رادریافت کند.
شایان ذکر است جشنواره فیلم کردی دهوک پیش ازاین ششمین دوره خودرا سپری نموده است که این دوره مدیران جشنواره با توجه به استقبال فیلم سازان تصمیم به برگزاری جشنواره به صورت بین المللی نموده اند که دردهوک کردستان عراق برگزارمیگرد .

به گزارش خبرنگار سینمافردا ، مستند "سنجرخان سینما روستای نران " کاری از سید صلاح الدین رحیمی از تولیدات حوزه هنری کردستان و با مدت زمان ۲۰ دقیقه به بخش مسابقه فصل دوم یازدهمین جشنواره منطقهای سینمای جوانان ایران با عنوان «کوسالان» را پیدا کرد .
این فیلم پیش از این موفق به کسب دیپلم افتخار بهترین فیلم مستند هفتمین جشنواره ژیار کردستان شده است .مستند سنجرخان سینما روستای نران به بازتاب و بازخورد نمایش فیلمی که در مورد سنجرخان ساخته شده و گروهی آن را برای اهالی روستای زادگاهش"نران" که تابحال هیچ تصویری از او ندیده اند می پردازد.
شایان ذکر است یازدهمین جشنواره منطقه ای سینمای جوان – فصل دو از 14 تا16 تیرماه با حضور استان های آذربایجان غربی – آذربایجان شرقی – اردبیل – زنجان – گیلان – همدان – مركزی – كردستان و كرمانشاه در سنندج برگزار می شود.
کردستان بعداز انجام برخی تغییرات لازم جهت شرکت در جشنواره
بین المللی فیلم کیش آماده و ارسال شد.

به گزارش سینمافردا ، این مستند در زمان 20 دقيقه،به نویسندگی و
کارگردانی سید صلاح الدین رحیمی با نگاهی جدید به زندگی سردار کرد
سنجرخان نرانی ملقب به سردار اکرم که با وقوع جنگ جهانی اول در راه مبارزه
با اشغالگران روس در منطقه کردستان به مبارزه پرداخت و در این راه جان خود را
فدا نمود پرداخته است.
عوامل این فیلم عبارتند از:
مشاور کارگردان: امید راست بین
مشاور فیلمنامه :محمود رحمانی
بازیگران بخش بازسازی: روزبه عمویی، حسن نقشینی، رحمان رحمانی،
صباح عثمانی، سواره رحمانی، حامد قوشچی
مدیر تولید ودستیار کارگردان: مشفق شجاعی
گروه تصویر : حشمت نارنجی و آرش عباسی
گروه تدوین و صدا گذاری : زانیار لطفی ونعمت نارنجی
سنجرخان وزیری(سرداراکرم)
سوالی میپرسم ازتو....ازتوکه کردی .....یاازتوکه فارسی .......ازهمه ایرانیان
هنوززخمهای برتن ملت کردالتیام نیافته است زخمهای جنگ وخون زخمهای بی مبالاتی زخم ناسپاسی وزخم تبلیغات ....چراملت کردومردانش نامی برتارک تاریخ میهنش ندارد....
سردارجنگل رامیشناسی؟..... رئیس علی دلواری راچه؟سردارملی که بودمیشناسی؟سالارملی راهم.....؟
میدونم میشناسی مگر کسی هست ازایرانیان که این نامها رانشناسد؟تامیپرسی که سردار جنگل همه میدانند بله میرزا کوچک خان و....
اینها که بودند چکار کردند؟اینان نام آوران این مملکتند قهرمانان مبارزه بااستعمار وخودکامگی.میرزا کوچک خان مبارز دوران تهاجم روسها ورئیس علی دلواری باانگلیسیها وپرتغالیها جنگید وهردو دراین راه کشته شدند...راه جهاد....
ولی آیا کسی هست که نام سنجرخان راشنیده باشد؟آیا کسی هست بداند که این مرد کی بودوچکار کرد؟ شاید این نام رااولین بار است که میشنوی ولی من به تو میگویم که اوکی بود.
اویکه سواردوران مبارزات ضداستعماری درکردستان بود.تعجب کردی؟ شاید فکرکردی که مگر کردها هم بااستعمار جنگیدند؟حق داری، تبلیغات دیگران وپول ونفوذ اینقدرزیاد است که جایی برای کرد بی ادعا ومظلوم باقی نمی ماند.
سنجرخان وزیری فرزند میرزا محمد خان صاحب روستای نران ازتوابع شهرسنندج وفرزندجیران خانم ازخانواده اردلان (خاندان حاکم کردستان) وفرزند چهارم ازنه فرزندخانواده است.بعداز فوت پدربعلت خصومت برادرانش باوی(سنجرخان ویکی ازبرادرانش ازمادری دیگربودند)مجبور به ترک روستا وزادگاه خود میگردد وبعد ازخریداری کردن زمینی درمیانگروران واحداث روستایی درهمان محل مشغول به کار کشاورزی ودام وزندگی خود میشود وبا دراختیار گذاشتن خانه وزمین به کشاورزان عده ای از مردم همان منطقه رابه دور خود جمع میکند وهمزمان باکارهای کشاورزی ودامداری رعیت وافراد روستای خودرا به کار یادگیری سواری وآموختن فنون جنگاوری وامیدارد.این همان زمانی است که روسها مناطق مختلف ایران ازجمله کردستان رااشغال کرده اند وآزار واذیت مردم به جایی رسید که همه دست به دامن مردان وآنانی شدند که بویی از آزادگی وشهامت برده باشند.سنجرخان باآگاه شدن ازعمق بحران وفشارهای زیاد اشغالگران بافرستادن نامه هایی به حاکم سنندج واجازه از آنها،درخواست اذن جنگ وهمچنین دراختیار گذاشتن نیروی جنگی برای انجام چنین امری رامیکند که البته بامخالفت حاکم سنندج روبه رومیشود ودرنهایت اصرار ودرخواستهای زیادسنجر خان حاکم سنندج رابرآن میدارد که جهت جلوگیری ازسرکشی واغتشاش(به قول جیره خورها)قشونی متشکل ازقوای انگلیسی که آنموقع درکردستان جولان میدادند راجهت سرکوب ارسال مینماید که به جنگ میان سنجرخان وانگلیسیها می انجامد وبا شکست وهزیمت انگلیسیها راه جنگ باروسها برای این مردهمارتر میشود واینبار بدون اجازه واذن خودجوش وبااتکا به نیروهای مردمی روستاهای اطراف سنندج وجوانانی که عشق وعلاقه شان جانبازی وجانفدایی برای این آب وخاک بود،راهی میدان مبارزه ونبرد با روسها گردید.
ازروستاهای اطراف کامیاران شروع به جنگ وزد وخورد میشود وروسهارا تاشهرسنندج فراری داده وباشکست واردکردن به آنهامجبور به ترک روستاها وشهرها مینماید.درشهرسنندج ودرجنگ صلوات آباد بعد ازشکست واردکردن به روسها وتعقیب آنان دچار گلوله ای ازدشمن میشود وزخمی کاری ومهلک برمیدارد .با التیام یافتن سنجرخان ازآن زخم بعد از یک ماه با ندایی از فردی مقدس درعالم خواب خان رادوباره برجنگ ومبارزه مصرومصمم برعلیه اشغالگران مژده فتح وپیروزی رامیدهد.
بافراهم کردن سوارانی ازروستاهای اطراف وبا یاری مردم دوباره راهی میدان میشود واز شهردهگلان روسها رادرپی یک نبرد سخت شکست وفراری داده وبا به دست آوردن مقدارزیادی غنایم جنگی سبک وسنگین ومهمات به جنگهای بعدی ادامه میدهد.ادامه جنگها وفتح وپیروزیهای پیاپی سنجر خان تعجب تمام رجال مملکت رادرپی دارد سیل پیشکشیها وهدایا از اطراف واکناف سرازیر میشود پیشنهادهای زیادی برای همکاری دریافت میدارد که اکثر آنها به موقع وبعضی واقعی نبود.جنگها به شهرهای دیواندره وسقز کشیده میشود ودراکثر مناطق سواران سنجر خان موفق به شکست روسها وآزاد سازی مناطق مذکور میگردند.باهمکاری یکی از حاکمان منطقه سقز وبوکان به نام حشمت الملک،خان روسها را تاپل منجیل فراری میدهد وبه عقب میراند وتمامی خاک کردستان را پاکسازی میکند.نامه ای به میرزا کوچک خان مینویسد ومیرزا رااز کار روسها آگاه میکندکه آنها رااز کردستان فراری داده ام واکنون نوبت شماست که آنهابه طرف شمادرراهند.میرزاهم درکنار پل منجیل سرراه را به آنها میگیرد وتعدادزیادی از آنها را میکشد وفراری میدهد.
سنجر خان بعد ازخاتمه کار روسها به روستای خود برگشت وچند سالی رابامدارا کردن بادشمنان خانگی خود به سرآورد.برادرانش مخصوصا خلیل خان با وجود کینه قدیمی وهمچنین حاکم سنندج شریف الدوله باخصومتی که ازسنجرخان داشت دلایل مشکلات وسبب ناراحتی های ایشان بودند.باتطمیع کردن وتشویق شریف الدوله نابرادری سنجرخان دست به عملی زد که ننگ دنیا وبی آبرویی را برای خود خرید.اودرروز جمعه ماه محرم وروزعاشورا1337هجری قمری سنجرخان را به خانه خود دعوت کرد.همچنین یکی از برادران تنی خان به نام یدالله خان به این مهمانی دعوت بود باوجود اینکه خان روزه سنت عاشورا داشت وهنوز روزه خودرا افطار نکرده بود،هنگامی که برای گرفتن وضو به کنارحوض داخل حیاط رفته بود موردهدف گلوله گماشتگان برادرش گشت،هم او وهم برادر تنی اش بدست کثیف وخائنانه برادرخودفروخته اش شهیدشد.
بدین ترتیب قهرمان ملت ونام آور عرصه پیکار ضدمتجاوزان بیگانه،بدست عوامل بی ارزش همین ملت کشته شد کسانی که حتی جرات نیافتند روزی را درمیدانی به سر بیاورند که اوسالها یل آن عرصه ها بود.
آری عزیزان نوشتم تا گوشه ای از خدمت این ملت برای تو روشن شود .......ولی با تمامی احترام به میرزا کوچک ها وامثال اوآیا سنجر خان به نام آوری(نگویم بیشتر)اونبود؟....آیا سوارانش فرزندان همین مردم کمتر از سواران میرزا بود؟........آیا وصعت خاک وسرزمینی که آزاد شدوکسی حتی اسمی هم ازآن نبرد کمتر ازجنگلهای شمال بود؟و........هزاران درد ودریغ ازمردم .ازکسانی که نمیدانند ازسنجرها........
خدمتی که این سواران کرد به ایران وایرانی واین ملت کردند وکسی قدرش را ندانست حالا نمی گویم بیشتر از آن ولی صدالبته همان اندازه ارزش داشت که میزا کوچک خان کرد همان اندازه ارزش داشت که ریس علی دلواری ومیرزا تقی خان پسیان کردند اما دریغ از کمترین اشاره ای .......دریغ ازاختصاص یک سطر از تاریخ کشورمان به این انسان شریف ومبارز که حق بزرگی برگردن ایرانی دارد اما صد افسوس!!!
منبع:http://khoorawa.blogfa.com
|
منزل "سنجرخان نراني" مستندسازي شد | |
عمليات مستندسازي منزل "سنجرخان نراني" شهرستان سنندج توسط معاونت ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان کردستان به اتمام رسيد . معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان کردستان با بيان اين مطلب به ميراث آريا(chtn)،گفت: عمليات مستند سازي از منزل "سنجر خان نراني" شامل تهيه گزارش، نقشههاي معماري و عکس است . اقبال عزيزي با بيان اينکه اين گزارش ها و نقشههاي معماري براي ثبت در فهرست آثار ملي به سازمان ارجاع مي شود ، افزود: منزل سنجرخان در دهستان نران (نهران) شهرستان سنندج واقع شده که روستايي با ويژگيهاي طبيعي و کشاورزي ممتاز و حائز اهميت در منطقه است . تاريخ ساخت بناي مذکور به اواسط دوره قاجار برمي گردد که از نظر فرم و ويژگيهاي معماري در بافت روستا منحصر بفرد بوده و تلفيقي از اصول معماري شهري (سنتي ايراني) و معماري بومي روستايي است که ميتوان به سردر ورودي با نماي کاهگلي اشاره کرد که همانند نگيني در بافت روستاي نران خود نمايي مي کند . علاوه بر خصوصيات ذکر شده بنا، جايگاه بسياري از رشيد مردان کردستان از جمله "سنجر خان نراني" بوده که شرح احوال آنها چيزي جز افتخار براي اين مرز و بوم ندارد. " سنجر خان" از جنگ آوران نام آور کردستان در زمان جنگ جهاني اول بوده که به ياري مردم عرصه را براي قواي روس در فلات غربي کشور تنگ کرده بود . ![]() | |
ــــــــــــــــــــــــــــــــ برای یک یل کرد
عقاب اوج رهایی ٬ پلنگ کردستان
شهاب خنجر فریاد ٬ شیر پیر (نران)
طنین رعد ٬ در آ فاق سرد خاموشی
طلوع صاعقه ای ٬ در طلیعه توفان
به باور شب بی باوران طلیعه نور
به قحطسالی ایمان ٬ ترنم باران
حدیث تازه ای از رزم (آریو برززن )
روایت دگری از نبرد (تنگستان )
حقیقتی به شگفتی فسانه را مانند
چنانکه قصه دیوان ورستم دستان
****
بنام توست که می خوانم این سرود اینمرد!
من از تو است که میگویم٬ از تو ٬ سنجرخان
اگر که یاد تو را روزگار گم کرده است
چنان که گم شده یاد بسا کسان زین سان
غمت مباد ٬ که نام تو نقش جاویدی است
به یادنامه دل های اهل این سامان
منبع * کتاب آنکه از تو گفت *شاعر فریدون معمار
عکس از قبر مرحوم سنجر خان وزیری نرانی در قبرستان روستای نران