سنجر خان

مرحوم سنجرخان وزیری نرانی

| جمعيت زن | جمعيت مرد | کل جمعيت | نام | رديف |
| 125 | 112 | 237 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای انگوژان | 1 |
| 232 | 244 | 476 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای بزلانه | 2 |
| 65 | 73 | 138 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای بوربان | 3 |
| 16 | 15 | 31 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای چناران | 4 |
| 88 | 97 | 185 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای چنو | 5 |
| 8 | 12 | 20 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای دول باغ | 6 |
| 51 | 55 | 106 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای زروان | 7 |
| 293 | 316 | 609 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای سرنجيانه سفلي | 8 |
| 175 | 167 | 342 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای سرنجيانه عليا | 9 |
| 48 | 50 | 98 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای سمان | 10 |
| جمعيت زن | جمعيت مرد | کل جمعيت | نام | رديف |
| 32 | 44 | 76 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای سميران | 11 |
| 35 | 45 | 80 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای سنگ سفيد | 12 |
| 276 | 290 | 566 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای سو | 13 |
| 35 | 41 | 76 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای سواريان | 14 |
| 45 | 44 | 89 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای شهرك وحدت | 15 |
| 36 | 42 | 78 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای شيلان | 16 |
| 51 | 59 | 110 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای شينه | 17 |
| 24 | 34 | 58 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای شينه شريف آباد | 18 |
| 104 | 97 | 201 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای عسگران | 19 |
| 61 | 65 | 126 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای علي آباد | 20 |
| جمعيت زن | جمعيت مرد | کل جمعيت | نام | رديف |
| 13 | 18 | 31 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای علي آباد بزيندر | 21 |
| 24 | 21 | 45 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای قران | 22 |
| 86 | 72 | 158 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای قصريان | 23 |
| 112 | 109 | 221 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای گر آباد | 24 |
| 47 | 55 | 102 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای لره ول | 25 |
| 147 | 126 | 273 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای لنج آباد | 26 |
| 96 | 96 | 192 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای موينه | 27 |
| 358 | 291 | 649 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای نران | 28 |
| 45 | 56 | 101 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای نصرت آباد | 29 |
| 106 | 83 | 189 | شهرستان سنندج: بخش مركزئ: دهستان نران : روستای هوانله | 30 |
اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد...
اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود . هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود .
در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود...
پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند!!!
پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي ؟ مي بيني چقدر زيباست؟!! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟!! حيرت آور است!!!
من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟!!!!!!
چطور ميتواني؟! من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد...!
در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم! الآن موقع اين كار نيست! به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد...
روحش شاداخلاق خانواده (1)

مطلوبیت زندگى اجتماعى و پیوند دادن زندگى فرد با فرد یا افراد دیگر، از آن رو استكه نیازهاى مادى و معنوى افراد در زندگىهاى دست جمعى (اجتماعى) بهتر تأمین شود .
اصیلترین نیازهاى آدمى ، در ظرف خانواده تأمین مىگردد. زیرا در محیط خانواده است كه نیاز تكوینى فرزند به پدر و مادر و نیاز مستقیم زن و شوهر به یكدیگر و نیازهاى عاطفى اعضاى خانواده به یكدیگر، پاسخهاى خود را مىگیرند.
رابطه فرزند با پدر و مادر
مهمترین رابطه ی میان انسانى با انسان دیگر، رابطه ی فرزند با پدر و مادر است كه اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر براى فرزند انجام مىدهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمىتوان بر اساس قاعده قسط و عدل ، رفتار آنان را پاسخ داد.گویا به همین دلیل است كه قرآن كریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیهاى نیامده كه فرزند باید با پدر و مادر رفتارى عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعى، عدل كارایى ندارد.
قرآن كریم در آیات فراوانى فرزند را توصیه به احسان به پدر و مادر خویش مىكند و تعبیرهاى خاصى در این باره به كار مىبرد كه حاكى از اهمیت فوق العاده ی این مسأله است.در آیه 36 از سوره نساء پس از امر به عبادت خدا و شرك نورزیدن به الله، بىدرنگ مىفرماید: «و به پدر و مادر احسان كنید» . (1)
در آیه 23 از سوره اسراء تعبیر و قضى ربك الا تعبد الا ایاه و بالوالدین احسانا؛ «و پروردگار تو مقرر ساخت كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر خویش احسان كنید» .
قضا در این جا به معناى تكلیف حتمى و مؤكد است.بالاترین تكلیف انسان عبادت خداوند است و پس از آن احسان به پدر و مادر قرار دارد.
در آیهاى دیگر مىفرماید: «ما به انسان سفارش كردیم كه نسبت به پدر و مادر خویش به خوبى رفتار كند» .و از آن جا كه این سفارش ممكن است موجب این توهم شود كه فرزند باید به طور كامل تسلیم پدر و مادر باشد، مىفرماید : «اما اگر آنان كوشش كردند تو را به كفر بكشانند دیگر اطاعت نكن» . (2)
تقارن این دو مطلب بیانگر آن است كه انسان چه اندازه باید در برابر پدر و مادر خویش خاضع و تسلیم باشد.
نفس ایناستثنا حاكى از گستره لزوم اطاعت و سرسپارى و فروتنى در برابر والدین است.
در سوره لقمان پس از بیان همین مطلب كه «اگر تو را وادارند تا درباره چیزى كه تو را به آن دانشى نیست به من شرك ورزى، از آنان فرمان مبر» سفارش مىكند در عین حال كه ایشان مشركاند و تو را به شرك فرا مىخوانند، باید در دنیا به خوبى با آنان معاشرت كنى و رفتارت نسبت به آنان نیكو باشد. (3)
از دیگر تعابیر شگفت قرآن در این باره آن است كه مىفرماید: ان اشكر لى و لوالدیك؛ (4) «[به انسان سفارش كردیم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش» .در هیچ جاى دیگر از قرآن این تعبیر وجود ندارد كه خداوند شكرگزارى خود را مقارن با دیگرى قرار داده باشد و این حاكى از اهمیت بسیار و سرشار احسان به پدر و مادر و رعایت حقوق ایشان است.
در جایى دیگر، قرآن كریم سفارش مىكند كه در برخورد با پدر و مادر پیر و فرتوت خود، اظهار خستگى و ناشكیبایى نكنید و آن گونه نباشید كه آنان احساس كنند شما از خدمت كردن به ایشان خسته شدهاید: «اگر یكى از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت كن، چنان كه مرا در كودكى پروراندند» . (5)
در مقاله ی بعد به بررسی روابط زن و شوهر در سلسله مباحث اخلاق خانواده خواهیم پرداخت .
ادامه دارد ...
پىنوشتها:
1.و اعبدوا الله و لا تشركوا به شیئا و بالوالدین احسانا. (سوره نساء، آیه 36) و ر.ك : سوره انعام، آیه .151
2.و وصینا الانسان بوالدیه حسنا و ان جاهداك لتشرك بى ما لیس لك به علم فلا تطعهما. (سوره عنكبوت، آیه 8) .
3.و ان جاهداك على ان تشرك بى ما لیس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنیا معروفا . (سوره لقمان، آیه 15) .
4.سوره لقمان، آیه 14.همچنین ر.ك: سوره بقره، آیه 83 و 180 و سوره مریم، آیه 14 و .32
5.اما یبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما أف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كریما و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربیانى صغیرا. (سوره اسراء، آیه 23 و 24) .
منبع : برگرفته از كتاب "اخلاق اسلامى و مبانى نظرى آن " - نویسنده: على شیروانى – با تغییر و تلخیص
خانواده ، جایی برای آرامش
اخلاق خانواده (2)

رابطه ی زن و شوهر
بخش مهمی از مباحث" اخلاق خانواده " درباره ی روابط زن و شوهر در محیط خانواده است.
در قرآن كریم مباحث اخلاقى و حقوقى مرتبط با این بحث توأمان مطرح شده (1) و شاید بتوان گفتدر همه مواردى كه احكام حقوقى بیان شده در كنار آن احكام اخلاقى نیز یادآورى شده است و این از آن رو است كه احكام حقوقى به تنهایى نمىتوانند سعادت و كمال انسان را تضمین كنند.
اصل ازدواج اگر با نیت خیر تؤام باشد، داراى ارزش اخلاقى مثبت بوده ، امرى ستوده و پسندیده است و هر چه این نیت خالصتر گردد، ارزش اخلاقى آن فزونتر است.از جمله شرایط صحت ازدواج در اسلام ، تعیین مهریه است كه از احكام حقوقى نكاح است .اما مسأله اخلاقى در این ارتباط آن است كه مهریه نباید چندان سنگین باشد كه اصل ازدواج را با موانع مواجه سازد.هر چند از نظر حقوقى زن حق دارد مهر خود را هر اندازه كه بخواهد تعیین كند، اما از نظر اخلاقى نباید فقر مالى فرد موجب محروم شدن او از ازدواج گردد .در این موارد باید بر خدا توكل كرد و خداوند كسانى را كه فقیرند، بىنیاز خواهد كرد .2
البته بحث مهم دیگری هم هست که می گوید : اگر كسى نتواند حتى مهر عقد موقت را بپردازد، بهتر آن است كه از ازدواج خوددارى كرده، تلاش كند مالى به دست آورد و از فضل خداوند بهرهمند شود؛ آنگاه ازدواج كند: «و كسانى كه وسیله زناشویى نمىیابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بىنیاز گرداند» . (3)
دیگر مسایلى كه در قرآن كریم درباره اخلاق خانواده، مطرح شده، به طور خلاصه عبارتند از:
یكم: اساس زندگى خانوادگى بر محبت است: «و از نشانههاى او این كه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد.آرى، در این [نعمت] براى مردمى كه مىاندیشند قطعا نشانههایى است» . (4)
دوم: در خانواده مسایلى رخ مىدهد كه تنها بر اساس عاطفه حل نمىشود و اگر مرجع صلاحیت دارى براى حل آنها پیش بینى نشده باشد، ممكن است بنیان خانواده را متزلزل سازد.از همین جا است كه نیاز به تعیین شخصى در خانواده به عنوان سرپرست و مدیر خانواده پیدا مىشود و از نظر حقوقى این سرپرست مرد خانواده (شوهر و پدر) است: «مردان سرپرستان زنانند» . (5) از نظر اخلاقى نیز باید حدود پدر در خانواده محفوظ باشد.
سوم: در مسایلى كه ارتباط زیادى با زن دارد و اگر مرد بخواهد به تنهایى تصمیم بگیرد، مشكلاتى به وجود مىآید؛ مانند مسأله ی شیر دادن به بچه و چند و چون آن، مشورت با همسر توصیه شده است: «پس اگر پدر و مادر بخواهد با رضایت و صلاحدید یكدیگر كودك را از شیر بازگیرند، گناهى بر آن دو نیست» . (6) در سوره ی طلاق نیز مىفرماید: «در این زمینه نیز به شایستگى با یكدیگر مشورت كنید» . (7)
باید توجه داشت كه اصل مشورت در خانواده یك امر اخلاقى است، نه حقوقى.
چهارم: در آن جا كه یكى از طرفین ـ دست كم از نگاه دیگرى ـ از منطق عقل خارج مىشود و بر سخن خود پاى مىفشرد و به حكم عقل تن نمىدهد، باز هم نباید پیوند ازدواج را بر هم زد و محیط خانواده را از بین برد.در چنین موردى زن و شوهر باید انعطاف نشان داده به گونهاى با یكدیگر سازش كنند؛ هر چند به این قیمت كه یكى از حق مسلم خویش بگذرد: «و اگر زنى از شوهر خویش بیم ناسازگارى یا رویگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نیست كه از راه صلح با یكدیگر به آشتى گرایند، كه سازش بهتر است» . (8)
این قبیل آیات نشان مىدهد كه اسلام سعى دارد محیط خانواده ـ تا آنجا كه امكان دارد ـ از هم نپاشد و صلح و آرامش بر آن حاكم باشد.
پنجم: یكى از بیشترین مواردى كه قرآن كریم احكام حقوقى را با احكام اخلاقى در آمیخته و توأمان ذكر مىكند و بر جنبه اخلاقى آن تأكید مىورزد، مسأله ی طلاق است.در آیات مربوط به طلاق قرآن كریم كرارا موعظه مىكند.گاه تهدید مىكند كه مبادا بر خلاف احكام الهى رفتار كنید و از حدود الهى سوء استفاده نمایید؛ مبادا در صدد زیان رساندن به همسر برآیید و مانند آن. (9)
پىنوشتها:
1.با این كه حقوق و اخلاق هر دو در حوزه ارزشها قرار دارند و رفتارهاى اختیارى انسان را تنظیم مىكنند، میان آن دو تفاوتهایى وجود دارد كه به مهمترین آنها اشاره مىكنیم :
یكم.احكام حقوقى تنها بر رفتارهاى اجتماعى انسانها نظارت دارد، ولى اخلاق شامل همه رفتارهاى اختیارى انسانها (اعم از اجتماعى و فردى) مىشود.
دوم.هدف از حاكمیت یك نظام حقوقى در نظامهاى حقوقى بشرى، تأمین سعادت و خوشبختى در زندگى مادى و دنیایى براى افراد جامعه است؛ در حالى كه هدف از اخلاق، تكامل روحى و معنوى انسان و رسیدن به كمال نهایى و سعادت جاودانه است.
سوم.كلیه قواعد حقوقى داراى ضمانت اجرایى بیرونى است و دولت اجراى آن را متعهد شده مردم را به رعایت آن قواعد، الزام و اجبار مىكند و متخلفان را كیفر مىدهد؛ اما در اخلاق ضمانت اجراى درونى مطرح است.
چهارم.نیت و انگیزه انسان در ارزشهاى حقوقى نقشى ندارد؛ بر خلاف ارزشهاى اخلاقى.
2.و انكحوا الایامى منكم و الصالحین من عبادكم و أمائكم ان تكونوا فقراء یغنهم الله من فضله. (سوره نور، آیه 32)
3.و لیستعفف الذین لا یجدون نكاحا حتى یغنهم الله من فضله. (سوره نور، آیه 33)
4.و من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا إلیها و جعل بینكم مودة و رحمة ان فى ذلك لایات لقوم یتفكرون. (سوره روم، آیه 21)
5.الرجال قوامون على النساء. (سوره نساء، آیه 34)
6.فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما. (سوره بقره، آیه 233)
7.و أتمروا بینكم بمعروف. (سوره طلاق، آیه 6) .
8.و إن امرأة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحا بینهما صلحا و الصلح خیر. (سوره نساء، آیه 128) .
9.نگاه كنید به: سوره بقره، آیه 233 و 231؛ سوره طلاق، آیه 1، 2، 6 و 7؛ سوره احزاب، آیه .49
منبع : برگرفته از كتاب "اخلاق اسلامى و مبانى نظرى آن " - نویسنده: على شیروانى – با تغییر و تلخ

شتابى كه در سپرى شدن عمراست ، حسرتى كه بسیارى از انسانها در پایان عمرشان به خاطر هدر دادن « سرمایه عمر » مىخورند ، یك بار بودن مجال زندگى و غیر قابل تكرار بودن این فرصت و مهلت زیستن، مسؤولیتى كه انسان نسبت به عمر خویش و كیفّیت گذران آن دارد و... عواملى از این قبیل، یافتن پاسخ براى این سؤال را كه « روش بهرهگیرى از عمر چیست؟ » جدّىتر مطرح مىسازد.
موفقترین انسانها هم سرانجام ، دچار حسرت و پشیمانى مىشوند كه كاش بهتر از این از عمرمان استفاده كرده بودیم. اما مىتوان از میزان حسرت كاست و بار ندامت را سبك ساخت، به شرط آنكه در پى آن باشیم كه بهترین شیوه زیستن و بهره گرفتن از اوقات و به بهره ورى رساندن عمر و پر بار ساختن پرونده اعمال و كارنامه زندگى را بشناسیم و به كار بندیم. گذرا به برخى از راه و روشهاى غنىتر ساختن درونمایه عمر و زیستن در این « میدان عمل » و « عرصه آزمون » اشاره مىكنیم:
1. توجه به محدود و گذرا بودن عمر: گاهى یادمان مىرود كه عمر ما ، عمر نوح و خضر نیست و براى همیشه پاى بر گرده كره خاكى نخواهیم گذاشت و براى ابد ، نفس نخواهیم كشید. مثل خیلىها كه با اجل طبیعى یا حوادث و سوانح ،جان مىبازند ، مانیز باید این جان عاریت را به جان آفرین تسلیم كنیم. دیر و زود دارد ، اما سوخت و سوز ندارد. پس، حال كه چنین است، عمر را به غفلت نگذرانیم. شمع وجود عمر ما پیوسته در حال سوختن و كاستن است. پیش ازخاموشى، فكرى كنیم!
2. وقت ها ی کوچک را هم از دست ندهید.
در طول شبانه روز، در ایام هفته و سال، وقتهاى خورده ریز فراوانى را مفت از دست مىدهیم. براى این وقتهاى به اصطلاح « دم قیچى » فكرى كنیم و برنامهاى داشته باشیم و با دوختن این پاره وقتها به یكدیگر ، وقت و مجال خودمان را توسعه و افزایش دهیم. وقتى از یك شیر آب كه هرز شده ، آب هدر مىرود ، اگر ظرفى زیر آن بگذاریم، مىبینیم كه آن ظرف در مدتى كم پر شد. وقتى قطره قطره است به چشم نمىآید ، ولى وقتى جمع مىشود ، « قابل توجه » مىگردد. از اینگونه وقتهاى خورده ریز هم زیاد از دست ما مىرود. براى آنها حسابى باز كنیم!
3. كارها را در زندگى خود ، به تناسب اهمیت و ضرورت، اولویت بندى كنیم.
خود را به كارى مشغول سازیم كه اولویت درجه یك دارد. اگر وقت اضافى داشتیم ، صرف كارهاى مرحله دوم و سوم از نظر اهمیّت بكنیم. تا مبادا چنان شود كه:
بگذاشتهایم آنچه برداشتنى است
برداشتهایم آنچه بگذاشتنى است
حضرت علىعلیهالسلام فرموده است: هر كس به كارى كه مهّم نیست مشغول شود ، كار مهم تر از دست او مىرود (مَنِ اشتغل بغیرِ المهمّ فاَتُه الاَهَمّ). مىبینیم كه اهم و مهم كردن كارها و پرداختن به آنچه لازمتر و مفیدتر است، جلوى حسرت و ندامت را مىگیرد و به بهرهورى از عمر، كمك مىكند.
4. نظم در امور:
آشفتگى در هر چیز ، زیان آور است. مثل آشفتگى ذهن، آشفتگى دل و خاطر ، به هم ریختگى وسایل و ابزار ، آشفتگى حساب و كتاب و دخل و خرج و هزینه و درآمد و...بسیارى از این گونه امور.
كارهاى ما در « ظرف زمان » صورت مىگیرد. نظم دادن به كارها و برنامهها و صرف وقتها و مطالعات و نوشتنها و عبادات و خدمات و تفریحات، سبب بهره ورى بیشتر از امكانات از جمله « عمر » مىشود. تقسیم زمان بین كارها و نظم دقیق در انجام امور ، جلوى ضایعات بسیارى رامى گیرد و مایه « توسعه وقت » مىشود.
5. حفظ روحیه و امید: انسان به امید زنده است. داشتن امید و انگیزه ، هم به انسان نیرو مىبخشد ، هم نشاط مىآورد ، هم مانع خستگى و به ستوه آمدن مىشود ، هم زندگى را بر خوردار از « خوشبینى به آینده » مىسازد ، هم ثمره كارها و تلاشها را مضاعف مىسازد. آنان كه با روحیه خوب زندگى مىكنند و به یأس و بدبینى و افسردگى و دلسردى مجال ورود به صحنه زندگىشان را نمىدهند ، از زندگى خود لذّت بیشترى مىبرند و اگر جز این باشد ، زندگى را « مردن تدریجى» خواهند دید و گذرانِ عمر را یك «جان كندن دراز مدت» خواهند شمرد.
6. تجربه آموختن : روزگار و فراز و نشیبهاى زندگى، معلّم شایستهاى براى انسان است. به شرط آنكه بتواند از تجربههاى تلخ و شیرین استفاده كند. گشودن دید عبرت به روى حوادث ، بار تجربه آدمى را غنىتر مىسازد. بهرهگیرى از تجارب دیگران نیز « عمر دوباره » به شمار مىآید.
سالخوردگان مجرب و سرد و گرم روزگار چشیدگان،اغلب سعى مىكنند «حاصل عمر» خویش را در اختیار دیگران قرار دهند ، چه به صورت شفاهى و گفتارى، چه كتبى و نوشتارى.
حتّى نامه 31 نهج البلاغه ، تجارب غنى حضرت امیرعلیهالسلام است كه در سال هاى پایانى عمر پر بارشان به صورت یك « نامه » به فرزندشان امام حسن مجتبىعلیهالسلام نوشتهاند ، نامهاى مفصّل ، عمیق ، پر نكته و آموزنده. هم باید تجربه آموخت، هم باید تجربه اندوخت. هم آنها را به كار بست، هم به دیگران منتقل كرد.
بر گرفته از مجله ی پرسمان - با تلخیص
امکانات بانک کتاب شامل:
حجم 1.41 مگابایت
Download
باید عرض کنم بنده این برنامه را روی شبکه امتحان کردم و هیچ مشکلی نداشت و همچین روی ویندوزهای 98 و me (با فارسی سازهای مختلف) و XP و Vista نیز تست کردم و از این بابت هیچ گونه مشکلی مشاهده نکردم.
شما می توانید با کپی کردن فایل BookBank.exe و لیست کتابهایتان روی کول دیسک به راحتی و بدون نصب برنامه آنها را جابهجا نمایید.
(برای فارسی کردن ویندوز xp به راهنماي برنامه - گزينه اول مراجعه كنيد)
منبع:http://www.westboy.blogfa.com/
سایتهای برگزیده کتابداری
|
منابع جغرافيای |
دايره المعارف ها |
ديکشنری و فرهنگ ها |
کتابخانه ها
|
کتابخانه هاي عمومي | |
|
|
كتابخانه هاي اينترنتي
وبلاگ کتاب های فارسی
كتابخانه کارگر
كتابخانه جديد گلشن
كتابخانه پستي گلشن
كتابخانه اتحاديه ايرانيان سوسياليست آمريكاي شمالي
كتابخانه رضا قاسمي
كتابخانه داتيس
كتابخانه مجازي داستانهاي فارسي
كتابخانه ماركسيستها
كتابخانه پارس تك
كتابخانه آشيان
كتابخانه باني تك
كتابخانه سهراب
كتابخانه خوابگرد
كتابخانه امير حسين خنجي
كتابخانه اهل تسنن
كتابخانه ايران ساره
كتابخانه علوم رايانه
كتابخانه آواي آزاد
كتابخانه نيلوفرانه
Hermes Library
كتابخانه ديجيتال افغانستان
كتابخانه دل آباد(افغانستان)دري
كتابخانهBEST FOR U
كتابخانه كانون ايراني ها در آلمان
كتابخانه بهاييان
كتابخانه پرچم من
كتابخانه آريايي-افغانستان
كتابخانه نشر كارگري سوسياليستي
كتابخانه دوستانه-كودكان
كتابخانه ديجيتال IR-BUY
كتابخانه آدم وحوا
كتابخانه مجيد زهري
جستجودر كتابهاي فارسي
فهرست بندي كتابهاي فارسي
كتابخانه الكترونيكpol
كتابخانه چهارمحال وبختياري
كتابخانه شاهمامه
كتابخانه نهضت ملي ايران
كتابخانه كاوه آهنگر
كتابخانه تبرستان
گروه كتابهاي ايراني
كتابخانه محتشمي
بانك كتابهاي فارسي در اينترنت
كتابخانه معارف
كتابخانه الشيعه
كتابخانه جنبش بابيه
كتابخانه بين المللي كودكان
كتابخانه پارسا
كتابخانه ارشك
كتابخانه بدفرم
كتابخانه خوشه
كتابخانه كارگر
كتابخانه ديجيتال ايران باستان
كتابخانه ماني ها
كتابخانه دنياي كامپيوتر
كتابخانه باشگاه
كتابخانه كردي
كتابخانه برديا
كتابخانه كتابنماي جهاني
كتابخانه بهرام مشيري
كتابخانه حقيقت-اهل تسنن
كتابخانه ميكس ايران
كتابخانه آموزشي استاد
كتابخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر
كتابخانه صوتي گويا
كتابخانه پندار
كتابخانه كتابسرا
كتابخانه آفتاب
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|

برای داونلود ---> اینجا <--- کلیک کنید
سازگار با تمامی گوشی های تحت جاوا
گوشی های نوکیا با سیستم عامل سیمبین سری ۶۰ و سری ۶۰ طراحی سوم
سیمبین UIQ و UIQ3
و تمامی گوشی های سونی اریکسون , سامسونگ, موتورولا , HTC, i-mate و ... که قابلیت نصب برنامه دارند
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرمشناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است... مطلبي كامل و جامع در مورد رنگها و روانشناسي رنگها...
رنگ چیست؟
در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگهای قابل رؤیت تجزیه میشود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگهای دیگر نیست.
آزمایشهای بعدی نشان داد که با ترکیب نورها میتوان رنگهای مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود میآورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی میگویند. بعضی از رنگها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی میکنند و نور سفید میسازند. این رنگها را نیز رنگهای مکمّل مینامند.
تاثیرات رنگها از نظر روانشناسی
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
رنگهایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگهای سرد نامیده میشوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بیتفاوتی را به ذهن آورند.
روانشناسی رنگها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگهای قدیمی، از جمله مصریها و چینیها، از رنگها برای درمان استفاده میشده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته میشود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار میگیرد.
در این روش:
اغلب روانشناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید مینگرند و میگویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگها اغراق شده و رنگها در فرهنگهای مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهشها نشان دادهاند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آنها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آنها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
روانشناسی رنگهای مختلف
1- روانشناسی رنگ سیاه 
سیاه تمام نورها در طیف رنگها را جذب میکند.
سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار میگیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته میشود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیتهای خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده میشود.
رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار میگیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایشهای مد مورد استفاده قرار میگیرد.
2- روانشناسی رنگ سفید 
رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
رنگ سفید میتواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستانها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده میکنند.
3- روانشناسی رنگ قرمز 
رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
4- روانشناسی رنگ آبی 
آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن میآورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
رنگ آبی، میتواند احساس غم، درونگرایی یا گوشهگیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار میگیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاقهای آبی کارآیی بیشتری دارند.
رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگهاست امّا یکی از رنگهایی است که کمترین اشتها را بر میانگیزد. در برخی از برنامههای کاهش وزن توصیه میشود که غذای خود را در بشقابهای آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکیها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته میشود.
رنگ آبی میتواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
5- روانشناسی رنگ سبز 
رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
پژوهشگران دریافتهاند که رنگ سبز میتواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانشآموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، میتوانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار میرفته است.
از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده میشود.
رنگ سبز باعث کاهش استرس میشود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار میکنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش میشوند.
6- روانشناسی رنگ زرد 
رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر میتواند باعث چشم درد یا در حالتهای خاص از دست دادن بینایی گردد.
رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر گریه میکنند.
رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد.
چون رنگ زرد، از بقیه رنگها زودتر دیده میشود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
7- روانشناسی رنگ ارغوانی 
رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
8- روانشناسی رنگ قهوهای 
رنگ قهوهای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است.
رنگ قهوهای همچنین میتواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
رنگ قهوهای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن میآورد.
رنگ قهوهای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی میتواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
9- روانشناسی رنگ نارنجی 
رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود.
رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن میآورد.
رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
10- روانشناسی رنگ صورتی 
رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
رنگ صورتی اثر آرامبخشی دارد. در ورزشگاهها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی میکنند تا بازیکنان آنها کم انرژی و منفعل شوند.
با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافتهاند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود میآید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندانها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.
__________________

غمگیـن مباش
غمگين مباش: زيرا غم نسبت به ماضي بي قراري و نسبت به آينده ترسان و امروزت را بر باد مي كنــــد.
غمگين مباش: زيرا غم قلب را تنگ، جهره را گرفته و روح را خسته مي كند، و آرزو بوسيلــــه آن متلاشي مي شود.
غمگين مباش: زيرا غم نه گمشده اي را بر مي گرداند و نه مـــــرده اي را زنده مي كند، نه تقــديدر را تغييــــــر مي دهد و نه ســــودي عايدت مي گردد.
غمگين مباش: اگر توتنگدستي ديگـــــري بخاطر وامي در بازداشت است، اگـر تو وسيله نقليــــــــه اي نداري ديگــري پاهايش را از دست داده، اگــــر تو از دردها شكايت داري ديگران بر تابوتهاي سفيــد خوابيده اند اگر تو يك فــــرزند از دست داده اي ديگري فرزنداني را در يك حادثه از دست داده است.
غمگين مباش: اگر گناه كرده اي توبه كن، اگر بد كرده اي استغفار كن، اگر اشتباه كرده اي اصلاحش كن، زيرا ر حمت بي پايان است و دروازه باز و توبه پذيرفته شده.
غمگين مباش: مگر نمي بيني ابرهاي سياه چگونه پراكنده و شب ديجور چگــــــــــونه روشن و طـــــوفان سهمگين چگونه آرام مي شود؟ پس سختيهايت به نرمي و زندگيت به صفا و آينده ات بسوي نعمتهـــــــا رهسپارند. ان شاء الله.
غمگين مباش: از انتقادهاي اهل باطل و كينه توزان،زيرا در قبال صبرت بر نقدها و كينه هايشــــان پاداش مي يابي و بدان كه نقدشان ارزشش را بالا مي برد زيرا مردم سگ مرده را ايذا نمي رسانند.
غمگين مباش: زيرا بيماري برطرف مي شود، مصيبت زده بهبود مي يابد، گناه آمرزيده مي شــــــود، دين پرداخته مي شود، زنداني رها مي شود، گم شده بر مي گردد، گنهكار توبه مي كند و مستمند توانمنــد مي شود.
غمگين مباش: هرگاه از چاره جويي باز ماني و راهها را بسته يابي، آرزوها پايان يابند و ريسمانها كنـــده شوند، پس ندا در ده و بگو:
يا الله «و لا حول و لا قوة الا بالله».
و هرگاه زمين با وسعتي كه دارد بر تو تنگ آيد، و نفس تو نيز بر تو تنگ آيد، پس آواز ده و بگو:
يا الله «حسبنا الله و نعم الوكيل».
و هنگامي كه مصيبت واقع شود، و نگون بختي سر بر آرد و بحران سهمگين گردد پس ندا سر داده بگو:
يا الله «لا حول و لا قوة الا بالله».
و هرگاه تمامي دروازه هاي فرا رويت بسته گردند پس ندا در داده بگو:
يا الله «حسبنا الله و نعم الوكيل».
پروردگارا، بر چشمهاي بيدار خواب آرام و بر نفسهاي بيقرار سكون و اطمينان بياور و هر دو را به پيـــــروزي نزديك برسان.
پروردگارا، كوردلان را به سوي نورت، گمراهان را به صراط مستقيم، راه گم كردگان را بوي هدايتت رهنمون گردان، الهي غم را از فكرمان، اندوه را از چهره مان و اضطراب را از قلوبمان بردار.
پروردگارا به تو پناه مي آوريم از هر ترسي مگر ترس از خودت، و از هر ميلان مگر ميلان به سويــــت و از هر توكل مگر توكل بر ذاتت و از هر سوال مگر از بارگاه تو از هر استمداد مگر از درگاهت، تويي چاره جوي ما، اي بهترين ياور و مددگار.
منبع :دائره المعارف اعجاز علمی در قرآن وحدیث
صلاح الدین سردار شجاع کرد در سال 1136 میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامره متولد شد. او خدمات خود را در خدمت اتابک زنگی از سلاجقه سوریه شروع کرد که بعدها در حلب جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گردانید تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند.از طرفی صلیبیان فهمیده بودند که اتحاد مصر و سوریه برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به سوریه حمله بردند که صلاح الدین انها سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی, صلاح الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود او حکومت خود را تا مصر گسترش داد و حجاز و الجزیره را نیز به تصرف درآورد در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریشارد شیردل آنها را مجبور به ترک تمام خاک فلسطین نمود.
این سردار دلیر بعد از سال ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال 1193 در دمشق وفات یافت. و بعد از مرگش امپراطوری او میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید . عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدا حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال 1390 در اختیار خاندان ایوبی ( ایوبیان) قرار داشت.
توان قدرت و خصوصیات جنگی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانه ای جهان اسلام درآورد به طوری که کردها از داشتن چنین فرزندی افتخار می کنند.

پرفسور مظفر پرتوماه از نخستین استادان ایرانی رشته فیزیک هستهای بود. وی حدود سه دهه در سازمان فضایی ناسا به پژوهش علمی اشتغال داشت.
این فیزیکدان برجسته ایرانی در سال ۱۳۱۴ در یکی از روستاهای سنندج به دنیا آمده و پس از طی تحصیلات متوسطه جهت ادامه تحصیل به آمریکا رفت و تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دکتری در رشته فیزیک هستهیی ادامه داد. مرحوم پرتوماه سپس به سازمان فضایی ناسا پیوست که این همکاری تا چند سال پیش ادامه داشت.
پرفسور پرتوماه همچنین از فعالان انجمنهای اسلامی دانشجویان در آمریکا بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی دولت موقت به همراه هیات حل اختلاف به سنندج اعزام شد و مدتی به عنوان مشاور استاندار کردستان فعالیت داشت. پرفسور پرتوماه پس از واقعه ۱۱ سپتامبر به دلیل اعتقادات و فعالیتهای مذهبی از سازمان فضایی آمریکا اخراج شد و در سالهای اخیر به عنوان مسئول پرتودرمانی در موسسه سرطان درمانی واشنگتن به فعالیت اشتغال داشت. مظفر پرتوماه که در سالهای اخیر بارها به ایران سفر داشت، در پی بروز سکته قلبی در سن ۷۰ سالگی درگذشت
فهرست مندرجات |
دکتر مظفر پرتوماه در سال ۱۳۱۴ در کردستان ایران در خانوادهای متدین و زحمتکش دیده به جهان گشود پدر وی مرحوم صید محمد و مادرش مرحومه گل اندام پرتوماه نام داشتند که با پاکی و صداقت و زحمت, زندگی خود را سپری میکردند. پرتوماه تحصیلات ابتدائی خود را در سنندج آغاز کرد وتحصیلات ششم ابتدائی و سیکل اول را با عنوان شاگرد ممتاز در شهر سنندج گذرانید؛ سپس وارد دانشسرای مقدماتی شده و بعد از دو سال تحصیل به عنوان شاگرد نمونه دیپلم ناقص را اخذ مینماید، و بعد از آن وارد دبیرستان هدایت سنندج شده و با عنوان شاگرد اول در شهر سنندج در رشته ریاضی فیزیک موفق به اخذ دیپلم کامل متوسطه میشود
با شرکت در آزمون سراسری به عنوان شاگرد ممتاز سنندج و نفر هفدهم کشور در کنکور سراسری وارد دانشسرای عالی تهران میشود. بمدت ۳ سال در دانشسرای عالی به تحصیل پرداخته که در آنجا نیز به عنوان نفر اول شناخته میشود. همین شاگرد اول بودنها به لطف خداوند زمینه اعزام ایشان را به کشور ایالات متحده آمریکا از سوی وزارت فرهنگ وقت فراهم مینماید. علاقه به زادگاه ودیار سبب میشود تا زمان آماده شدن برای سفر به خارج، و فراهم آمدن سازو کار تحصیل، تهران را ترک و به کردستان رجعت وبعد راهی سقز شود تا در کسوت شریف معلمی خدماتی را به مردم آن دیار عرضه نماید. مدت یک سال و نیم در سقز به تدریس دروس ریاضی، فیزیک و ادبیات فارسی میپردازد.
بالأخره در سال ۱۹۶۴.م جهت ادامه تحصیل راهی کشور ایالات متحده آمریکا گشته و در ایالت سردسیر وسکانسینا شهر مادیسون اقامت میگزیند و بعد از فراگیری زبان انگلیسی و تشکیل خانواده در دانشگاه وسکانسین یکی از ده دانشگاه معتبر و مهم آمریکا در رشته فیزیک هستهای تحصیلات خود را تا مقطع دکترا ادامه میدهد. گرچه مدت سه سال در دانشسرای عالی ایران به تحصیل پرداخته، اما عدم تناسب دروس ارائه شده در ایران با رشته انتخابی سبب میگردد تحصیلات خود را از ابتدای مقطع کارشناسی دوباره شروع نماید، اما در دوسال اول تحصیل، زیرکی و ذکاوت ایشان توجه اساتید را به وی جلب مینماید، به گونهای که در ردیف دانشجویان ممتاز آمریکا قرار میگیرد. پس از گرفتن مدرک لیسانس با تعدادی از دانشجویان مسلمان دیگر کشورهای مقیم آمریکا آشنا میگرد و متوجه میشود که یک سال قبل, آنان تشکلی را به نام انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا تأسیس کردهاند؛ بیدرنگ او نیز وارد تشکل گشته وبه عنوان عضو رسمی فعالیت دینی خود را با آنان آغاز مینماید، از آن بعد روزانه مشغول تحصیل و حضور در دانشگاه میشود و دیگر اوقات در انجمن دانشجویان به فعالیت میپردازد همین فعالیت سبب میشود یکی دوسال دیرتر به درجه دکترا نائل آید. دکتر پرتوماه از بابت اینکه دوسال دیرتر توانسته دکترا را بگیرد نه تنها ناراحت نیست بلکه صمیمانه از پروردگار تشکر و قدردانی مینماید، آنچنان که خود میگوید … «الحمد لله رب العالمین گرچه به واسطه فعالیت در انجمن دانشجویان یکی دو سال دیرتر توانستم دکترا بگیرم اما همین امر سبب پدیدهای مبارک شد و آن اینکه به واسطه آن کارها توانستم از میان دانشجویان مسلمان مقیم آمریکا در اغلب کشورهای اسلامی دوستانی بیابم که به واسطه آنان امروز در آفریقا، آسیا، اروپا و تقریباً در تمام دنیا شناخته شدهام پس صمیمانه الحمدلله رب العالمین.»
در سال ۱۹۶۸ هنگامی که مسجدالأقصی توسط برخی به آتش کشیده میشود و محراب و منبر سلطان صلاحالدین ایوبی در آن سوخت، سال بعد از آن، از طرف مسلمانان اروپا کنگرهای عظیم با حضور دانشجویان مسلمان در محلی به نام «رویال آبرد هاو» در لندن برگزار شد که دکتر پرتوماه به نمایندگی انجمن اسلامی دانشجویان آمریکای شمالی در آن شرکت مینماید و با صدور قطعنامه و بیانیههای متعدد شدیداً دولت اسرائیل را به خاطر این جنایت محکوم و ناچار به واکنش مینمایند. اسرائیل در پاسخ آن بیانیهها اعلام میدارد: که به آتش کشیده شدن مسجدالأقصی کار دولت اسرائیل و یهودیان نبوده بلکه فردی دیوانه و تبعه استرالیا این اقدام را انجام داده و حساب آن از دولت اسرائیل و مردم یهود جداست؛ در واقع میتوان گفت که اقدام جدی دانشجویان اسلامی , اسرائیل را وادار به ارائه چنین پاسخی کرد. در جریان سفر به انگلستان و شرکت در آن کنگره عظیم صلابت و دلسوزی و دفاع جانانه از اسلام و مسلمانان از طرف مظفر پرتوماه برهمه عیان و محبوبیت ایشان در میان هم مسیرانش دو چندان میشود و همین امر سبب میگردد که پس از بازگشت به عنوان نائب رئیس انجمن انتخاب شود و یک سال بعد به عنوان رئیس انجمن زمام امور را در دست بگیرد. انجمنی که در آن زمان حدود ۱۰ هزار نفر عضو داشته و امروز بر اثر فعالیت دلسوزانه دانشجویان تعدادآنها بالغ بر یک میلیون نفر است. در اقدام اول پس از انتخاب به ریاست انجمن، دکتر پرتوماه به اتفاق بقیه اعضای هیأت رئیسه سه بنا را برای اجتماع مسلمانان در آمریکای شمالی خریداری میکند تا آنها را به مسجد و محل عبادت تبدیل نمایند یکی: کلیسایی بوده در شهر تورانتو کانادا، دیگری: ساختمانی در شهر :مادیسون«محل اقامت دکتر پرتوماه و سومی ساختمانی در شهر»ان آن بر«میشیگان و در همین راستا مؤسسهای ثبت میشود و دکتر پرتوماه به عنوان رئیس آن انتخاب میگردد. او اظهار میدارد:»یکی از بزرگترین افتخارات من در زندگی آن است که سند تاریخی املاک موقوفه و مساجد مسلمانان آمریکا را من به عنوان رئیس مؤسسه امضاء کردم و در تار یخ آن کشور به ثبت رسید". در سال ۲۰۰۴ که کنگره اسلامی دانشجویان آمریکای شمالی تشکیل میشود و گزارش کار خود را ارائه میدهند اعلام میدارند که تا به حال بالغ بر ۷۰۰۰ مسجد و املاک موقوفه زیر این نظر مؤسسه به ثبت رسیدهاست.
پس از کسب درجهٔ دکترای فیزیک هستهای، او فعالیت حرفهای خود را در سازمان فضایی آمریکا (ناسا) آغاز میکند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ جهت خدمت به کشور، که بنا بود در آن حکومت اسلامی تشکیل گردد، غرب را رها و به آغوش میهن باز میگردد. ابتدا به پیشنهاد آیت الله طالقانی بهعنوان نماینده دولت در هیأت حسن نیت و ناظر بر انتخابات شورای شهر سنندج ــ که اولین انتخابات شورای شهر در ایران بود و به ابتکار مرحوم احمد مفتیزاده برگزار شد ــ انتخاب میگردد، پس از انتخابات و برگزیده شدن ۱۱ نفر به عنوان شورای شهر سنندج , در سال ۵۸ از طرف رئیس جمهور وقت (ابوالحسن بنیصدر) جهت همکاری با دولت مرکزی دعوت و با عنوان مشاور عالی رئیس جمهور در امور علمی و رئیس «سازمان صنعتی پژوهشهای ایران» منصوب میگردد اما بعد از مدتی به دلایلی استعفا میدهد و متعاقب آن او نیز همچون بسیاری دیگر از انقلابیون کنار نهاده و به حاشیه رانده میشود. به ناچار دوباره راهی غرب می گردد تا فعالیتهای خود را در ناسا ادامه دهد، اما در آنجا هم به خاطر ایرانی بودن، همکاری با شورای انقلاب و دولت جمهوری اسلامی ــ که در آن موقع دشمنی سختی با آمریکا داشت و «ماجرای گروگانگیری» در ایران روی داده بودــ مانع همکاری وی با ناسا میگردند و عملاً مورد تبعیض و بیمهری دولتمردان آمریکا قرار میگیرد. لذا با پیشنهاد دوستانش در انجمن اسلامی دانشجویان، تحصیلات خود را در زمینه فیزیک پزشکی پیمیگیرد وبعد از فراغت تحصیل در مقطع فوق دکترای تخصصی در مؤسسهای در زمینه درمان سرطان در بیمارستان ناسا کار خود را شروع وبه موفقیتهای چشمگیری در این زمینه هم دست مییابد که از جمله آن اختراع دستگاهی برای کمک به بیماران سرطانیاست. ایشان مدت ۱۹ سال در بیمارستان ناسا در زمینه فیزیک سرطان فعالیت داشته و به دنبال حمله به «برجهای سازمان تجارت جهانی» و مقر پنتاگون در نیویورک ــ که مسلمانان در آمریکا و اروپا تحت فشار قرار گرفتندــ ابتدا اخراج میشود و بعداً برای جلوگیری از اقامه دعوا بازنشست میگردد.
پرتوماه در مدت اقامت ِ پس از انقلاب در ایران و همکاری با دولت و حضور جدی در کردستان، و همچنین در طی مسیر بازگشت به آمریکا ــ که از کردستان ترکیه عبور میکند ــ به خوبی به عمق محرومیتها و مظلومیتهای ملت کرد پی میبرد؛ لذا به محض بازگشت به اتفاق کردهای دیگر کشورهای کردنشین اقدام به تشکیل مؤسسهای به نام «حزب اسلامی کردستان» مینماید و مجلهای تحت عنوان «جودی» منتشر میکند تا از آن طریق محرومیت و ستمهای مضاعف ملت مسلمان کرد را به گوش جهانیان و امت اسلام برساند. دکترمظفر پرتوماه نامی آشنا برای مردم کردستان ایران است. غالب افراد میانسال و مسن کردستان با نام مظفر پرتوماه آشنایند همچنین کسانی که در عرصه فناوری هستهای کار میکنند، افرادی که با سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) آشنا هستند و دانشجویانی که با کار و حوزه فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا در ارتباط هستند باید دکتر مظفر پرتوماه را هم بشناسند چون نام پرتوماه با آن اماکن آمیخته است
مظهر خالقيخواننده مشهور ایرانی کرد و زاده سنندج است.
وی در کنار سید علی اصغر کردستانی و حسن زیرک از برجستهترین و شناختهشدهترین خوانندگان موسیقی کردی به شمار میآید. آهنگهای بسیاری از وی با آهنگسازی و تنظیم مرحوم نابغه ملودی - طبق نظر برجستهترین موسیقیدانان ایران - از وی ضبط شدهاست. اخیرا کتابی از اشعار آهنگهای مشهور وی چاپ شده که هنوز در بازار کمیاب است.
از ترانههای مشهور وی میتوان ئهگهڕێمهوه، ئاسۆی کورد، بیرت دهکهم و... را نام برد.
مظهر خالقی در شهریور سال ۱۳۱۸ در سنندج - در میان خانوادهای از مشایخ کردستان - دیده به جهان گشود. در اعوان جوانی نخست به مدت ۱۱ سال به آموختن و فراگیری موسیقی اصیل ایرانی و تمرین سبکها و ردیفهای آواز فارسی پرداخت و اولین اجرای آواز او در اواخر دهه سی در رادیو سنندج به زبان فارسی ضبط شدهاست.. وی سپس در رشته فیزیک در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و بنا به تحصیلات دانشگاهی ابتدا در دبیرستانهای تجریش و شمیران دبیر درس ترمودینامیک بود، اما دوستی با شاد روان انجوی شیرازی او را به رادیو کشانید تا به ترجمه مطالب ادبی و هنری زبان کردی بپردازد و به همراه دیگر هنرمندان کرد – مانند یوسف زمانی، کامکار، مجتبی میرزاده، سواره ایلخانی زاده، محمد صدیق مفتی زاده، محمد کمانگر، فریدون مرادی، شکر الله بابان، عثمان احمدی، ابراهیم ستوده، عابد سراج الدینی و...- به ترویج و اشاعه زبان و ادبیات کردی کمک کند.در حین همکاری با ارکستر رادیو، خالقی با اکثر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر مانند " ناصری، کسروی، بهاری، حنانه، گلسرخی، شجریان و..." آشنا میشود و تحت تاثیر آنان تجارب و آموختههایش را سمت و سوئی خاص میدهد. در همان اوائل فعالیت هنری مظهر خالقی، حنانه، کسروی و یوسف زمانی، صدای او را به عنوان صدای ممتازی شتاختند که جنس صدایش شباهت زیادی به غلامحسین بنان، استاد فقید آواز، دارد و با وجود اظهار علاقه خالقی به ادامه اجرای آواز فارسی، حنانه مانع او میشود زیرا اعتقاد داشت در میان فارسها، خالقی خوانند های درجه سه میشود اما نغمه خوش الحان او در میان کردها بر صدر خواهد نشست! و پیش بینی او واقعیت داشت، زیرا در اواخر دهه چهل ئ آغاز رسمی فعالیت هنری او در رادیو کردی با همکاری ارکستر مشیر همایون شهردار - از پیشکسوتهای هوشمند موسیقی ایرانی – آوازهایش با استقبال بی نظیر مردم کرد مواجه شد که در این باره صدیق تعریف مغتقد است " خالقی در همان آغاز به اوج شهرت رسید و همچنان در آن قله افتخار ماندهاست ".
خالقی پس از ضبط و اجرای بیش از ۲۵۰ آهنگ فولکلور و ترانههای اصیل کردی، در اواسط دهه ۵۰ مدیریت سازمان رادیو و تلویزیون کرمانشاه را عهده دار میشود و بنا بر یک سوء تفاهم نامیمون در دوران انقلاب، به اتهام همکاری احتمالی او، به عنوان یکی از مدیران ارشد دستگاه دولت شاهنشاهی با سا واک، دستگیر و چند هفتهای زندانی میشود - و آن بر چسب سیاسی و هاله ابهام موجب رنجش خالقی و قهر او از عرصه هنر شد - اما سر انجام بنا به مساعدت اهالی فرهنگ در رفع سو ء تفاهم پیش آمده، با کمک جلال طالبانی از طریق کردستان عراق راهی انگلستان میشود- زیرا مظهر خالقی و طالبانی هر دو دختران ابراهیم احمد، نویسنده نام آشنای کرد، را به همسری اختیار کردهاند و اثر معروف ژانی گَل << درد زایمان ملت >> با ترجمههای محمد قاضی ودکتر عرفان قانعی فرد به زبان فارسی در بازار کتاب عرضه شدهاست - و سالهای بعد در لندن رحل ا قامت میافکند و از آن روز تاکنون به ایران بازنگشتهاست، هر چند بارها به طور رسمی از سوی نهادهای هنری از وی دعوت شد تا آشتی طلبد و به مام وطن بازگردد، اما تاکنون با سر عتاب رفته است! هر چند که پخش تصویر و صدای خالقی پس از انقلاب بنا بر دلایل نامعلومی در رسانههای رسمی و محلی جمهوری اسلامی ممنوع بودهاست.
مظهر خالقی آخرین بار در اواخر دهه ۶۰ در یک مجموعه کنسرت دور اروپا به همراهی هنرمندانی مانند سعید فرج پوری، رضا شفیعیان، مجید درخشانی، رضا قاسمی - نوازنده سه تار و نویسنده داستان ارکستر شبانه – در اجرا ی صحنه ظاهر شد، اما پس از آن تا به امروز اثر جدیدی را اجرا نکرده و همچنان در سکوت وعزلت و اندوه غربت ماندهاست. هم اکنون پس از تحولات اخیر کردستان عراق دست اندر کار تحقیق و نگارش درباره موسیقی کردی است و در عین حا ل مدیریت انستیتوی میراث فرهنگی کردستان عراق را بر عهده دارد. اندیشه هنری و سیاست حرفهای خالقی را میتوان تا حد زیادی به استاد محمد رضا شجریان شبیه دانست، زیرا همواره از موسیقی مبتذل و غیر اصیل پرهیز داشته است و ایجاد محدودیت قانونی دولت برای پخش و اجرای موسیقی اصیل را عامل اصلی ایجاد موسیقی مبتذل و کافهای میداند که کمتر جوهر و اصالت موسیقی ایرانی را دارد.مظهر خالقی به شدت به حفظ اصالت اخلاقی و هویت هنری در اجرای کار هنری باور دارد و اینکه موسیقی دان متولی فرهنگ و راوی جامعهاست و باید حرمت ان نگه داشته شود.
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد. آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند.
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است»
نوشته شده توسط علیرضا گنجی
این کوه به خاطر وجود قبری که در بالای کوه می باشد که مردم روستاهای اطراف دارای نظر های مختلفی در مورد این قبر دارند . عده ای می گویند که این قبر متعلق به یکی از اصحاب پیامبر می باشد و یا عده ای هم می گویند که این قبر متعلق به یکی از پادشاهان یا حاکمان منطقه می باشد که به گویا به خاطر قیام مردم به این کوه متواری گردیده و در این مکان به دست چوپانی کشته می شود .هنوز هم معلوم نیست که کدام یک از این افسانه ها واقعیت دارد .
کوه سلطان سراج الدین یکی از کوههای زیبای منطقه می باشد که در چهار فصل شاهد صعود کوهنوردان بسیاری می باشد که هر فصل زیبایی به خصوص خود را دارد . زیبای دیگر قله این است که شکل کوه همانند کوهان شتر است . بهترین فصل برای صعود اردیبهشت و خرداد است که کوه غرق در سبزه و چمن است . زمستان منطقه سرد با باد شدید و با برفکوبی زیادی همراه است و باید با راهنمای محلی وارد منطقه شد
به گفته دیگر كوه سلطان سراج الدين به ارتفاع 2630 متر از سطح دريا در روستاي نران در مسير شهرستان سنندج – كامياران واقع مي باشد. بنا به روايت كتبي و نقلي، تاجري ثروتمند اهل اصفهان به نام (حاج يوسف) كه داراي فرزندي به نام (ميرزا محمد خان) بوده با مردم سنندج معاملات و معاودت داشته در سال هاي بعد از هزار و اندي، در سنندج سكونت مي گزيند و در مسير سكونت (ميرزا محمد خان) قريه نهران را كه در عبارت اشتهار كردي به (نران) مشهور است خريدار ي مي نمايد.
در زمان خلفای راشدین لشکر اسلام به فرماندهی سلطان سراج الدین به کردستان حمله نمودند و به سبب موقعیت استراتژیک آن کوه در آنجا مستقر شدند.
این کوه در 38 کیلومتری جنوب شرقی شهر سنندج واقع است و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. بسیار سرسبز و خرم است، چشمه سارهای بسیار خنک در ین کوه وجود دارد. در فصل بهار گل های رنگارنگ در آنجا می رویند و همچنین دارای پوشش گیاهی به ویژه گیاهان دارویی می باشد. این کوه یکی از جاذبه های توریستی استان کردستان می باشد.
|
|
||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||
سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد: بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم.
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.
نوشته شده توسط علیرضا گنجی